ارزیابی آثار حمله به مناطق پتروشیمی ماهشهر و عسلویه

تحلیل خسارات حمله به صنعت پتروشیمی در جنگ رمضان و پیامدها و آثار اقتصادی و صنعتی آن بر زنجیره ارزش و صنایع وابسته و ارائه سناریوها و اولویت های بازسازی

به گزارش ایپنا به تازگی اندیشکده اقتصاد مقاومتی گزارشی تحت عنوان «ارزیابی آثار حمله به مناطق پتروشیمی ماهشهر و عسلویه» منتشر کرده است. بر اساس این گزارش…

صنعت پتروشیمی حدود ۳۰ درصد صادرات غیرنفتی و نزدیک به ۷ درصد تولید ناخالص داخلی کشور را به خود اختصاص داده و تامین مواد اولیه بسیاری از صنایع پایین دستی به عملکرد پایدار آن وابسته است. در جنگ رمضان، صنعت پتروشیمی کشور به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد و صادرات ایران، هدف حملات آمریکایی-صهیونیستی قرار گرفت و بخشی از تاسیسات و زیرساخت های آن آسیب دید. تمرکز بخش عمده ظرفیت پتروشیمی کشور در دو منطقه ماهشهر و عسلویه است و حمله به این مناطق نشان داد که وابستگی گسترده مجتمع های پتروشیمی به مراکز متمرکز یوتیلیتی و شبکه های خوراک بین مجتمعی، می تواند آثار یک اختلال محدود را به سطحی فراگیر در کل صنعت گسترش دهد.

ضرورت و اهداف پژوهش
تمرکز بخش عمده ظرفیت پتروشیمی کشور در دو منطقه ماهشهر و عسلویه است که در شرایط عادی مزایایی همچون صرفه های مقیاس، کاهش هزینه های زیرساختی و افزایش بهره وری را به همراه دارد. اما در شرایط بحران این مسئله، به یک نقطه آسیب پذیری راهبردی تبدیل می شود؛ چراکه هرگونه اختلال در تولید محصولات پتروشیمی، تنها به کاهش صادرات محدود نمی شود و می تواند به کمبود مواد اولیه، افزایش هزینه تولید و تشدید فشار بر صنایع پایین دستی منجر شود. این موضوع پس از حمله به این دو مجتمع در جنگ رمضان نیز پررنگ تر شد. از این رو در این گزارش، ابعاد خسارات واردشده به صنعت پتروشیمی، پیامدهای عملیاتی و تولیدی ناشی از آن و آثار اقتصادی و صنعتی این خسارات بر زنجیره ارزش و صنایع وابسته بررسی شده است. همچنین سناریوهای بازسازی، اولویت های احیای ظرفیت های تولیدی و الزامات افزایش تاب آوری و کاهش آسیب پذیری ساختاری صنعت پتروشیمی مورد تحلیل قرار گرفته است.

آسیب به زیرساخت های یوتیلیتی
مجتمع تامین یوتیلیتی، زیرساخت اصلی بهره برداری از ظرفیت ها در صنعت پتروشیمی به شمار می رود. تامین سرویس ها و خدمات جانبی نظیر برق، بخار، آب صنعتی، آب بدون املاح، نیتروژن، هوای ابزار دقیق، آب آتش نشانی و بخشی از خدمات محیط زیستی و کنترلی مناطق پتروشیمی، از وظایف اصلی این مجتمع ها است؛ از این جهت، حمله به مراکز یوتیلیتی در مناطق ماهشهر و عسلویه، تبعاتی فراتر از آسیب فیزیکی تجهیزات و زیرساخت ها به همراه دارد و توان بهره برداری صنعت پتروشیمی کشور را تحت تاثیر قرار می دهد.

در یک مجتمع پتروشیمی، تولید فقط به خوراک و تجهیزات اصلی فرایندی وابسته نیست؛ بلکه آنچه امکان بهره برداری پایدار از تجهیزات را فراهم می کند، شبکه یوتیلیتی است. اخلال در تامین یوتیلیتی، پیش شرط های اصلی تولید و عملیات مجتمع های پتروشیمی را از بین می برد؛ به گونه ای که بدون سرویس های جانبی، ادامه تولید و حتی توقف ایمن واحدها نیز با مشکل مواجه می شود.

با توجه به اینکه مجتمع های فجر ۱ و ۲، دماوند و مبین به عنوان تامین کنندگان اصلی یوتیلیتی در مناطق ماهشهر و عسلویه آسیب دیده اند، آثار حمله فقط محدود به مجتمع هایی که تحت اصابت مستقیم قرار گرفته اند نیست و تبعات آن می تواند موجب توقف تولید در تمامی پتروشیمی های منطقه، فارغ از میزان آسیب فیزیکی واردشده به آن ها شود. اهمیت این مسئله از آن جهت است که ماهشهر و عسلویه دو خوشه اصلی صنعت پتروشیمی کشور هستند و هرگونه اختلال در عملکرد آن ها، حدود ۷۵ درصد ظرفیت تولید صنعت پتروشیمی ایران را در معرض توقف یا کاهش تولید قرار می دهد. ابعاد این مسئله به صورت خلاصه در جدول زیر نشان داده شده است:

برای فهم عمق مسئله، کافی است به مقیاس ظرفیت یوتیلیتی سه مجتمع فجر، مبین و دماوند توجه شود. به عنوان نمونه مجتمع فجر ۱ و ۲ در منطقه ماهشهر دارای ظرفیت تولید برق بیش از ۱۴۰۰ مگاوات است و به شبکه سراسری نیز متصل است؛ این مجتمع ظرفیت تولید حدود ۱۷۹۰ تن بر ساعت بخار نیز دارد. سایر خدمات مجتمع فجر به همراه ظرفیت دو مجتمع یوتیلیتی دیگر که آسیب دیده، در جدول زیر نشان داده شده است:

بر این اساس، آسیب به یوتیلیتی ها را نمی توان فقط به عنوان آسیب به چند واحد خدماتی تلقی کرد، بلکه این واحدها به دلیل نقش محوری خود در تامین برق، بخار، آب و سایر سرویس های حیاتی، به گلوگاه های اصلی تداوم تولید در صنعت پتروشیمی تبدیل شده اند و آثار هرگونه اختلال در عملکرد آن ها می تواند تبعات گسترده ای بر کل زنجیره تولید بر جای بگذارد.

اختلال در تامین خوراک و گلوگاه های بالادستی صنعت
بعد دوم مسئله، تامین پایدار خوراک است. به دلیل آسیب پالایشگاه های گازی عسلویه، تامین گاز متان و میعانات گازی با اختلال مواجه شده است. در میان زنجیره های متاثر از این اختلال، نقش میعانات گازی به عنوان یک عامل تشدیدکننده، از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ به گونه ای که کاهش حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز از تولید آن، زنجیره آروماتیکی و طیف گسترده ای از محصولات پایه، میانی و نهایی را نیز تحت فشار قرار می دهد.

در این میان، دو مجتمع نوری و بوعلی سینا به عنوان گلوگاه های اصلی مصرف و تبدیل میعانات گازی و حلقه اتصال میان بالادست و پایین دستِ بیش از ۲۰ مجتمع پتروشیمی عمل می کنند. لذا هرگونه اختلال در این دو نقطه، به سرعت در کل شبکه انتشار یافته و تولید محصولات کلیدی نظیر بنزن، پارازایلن و به تبع آن زنجیره هایی مانند استایرن، پلیمرها، PET، PP و PVC را با اختلال مواجه می سازد. این ویژگی زنجیره ای موجب می شود که اثرات مسئله، ماهیتی دومینویی و چندلایه پیدا کند. جریان خوراک میعانات گازی در صنعت پتروشیمی با محوریت پتروشیمی های نوری و بوعلی در نمودار زیر نشان داده شده است:

بنابراین، آسیب هم زمان به زیرساخت های یوتیلیتی و شبکه تامین خوراک موجب شده است دامنه مسئله از سطح چند مجتمع آسیب دیده فراتر رفته و بخش عمده ای از ظرفیت صنعت پتروشیمی کشور را تحت تاثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، نحوه و سرعت بازسازی زیرساخت ها، تعیین کننده ابعاد واقعی بحران در ماه ها و سال های آینده خواهد بود.

سناریوهای بازسازی صنعت پتروشیمی
با توجه به آسیب های واردشده و نقش گلوگاه های یوتیلیتی و خوراک در عملکرد صنعت، بازگشت ظرفیت های تولیدی به مدار نیازمند یک فرایند تدریجی و مرحله بندی شده خواهد بود. بررسی سناریوهای زمانی نشان می دهد که بازگشت صنعت پتروشیمی به شرایط پایدار در سه مقطع زمانی اصلی قابل تحلیل است:

کوتاه مدت (۰ تا ۳ ماه): صنعت با توقف گسترده عملیاتی و افت شدید تولید مواجه شده و اقدامات برای احیای تولید صورت خواهد گرفت.
میان مدت (۳ تا ۱۲ ماه): چالش اصلی به بازسازی نامتوازن شبکه برق و محدودیت در تامین هم زمان خوراک و یوتیلیتی تبدیل می شود. پیش بینی ها نشان می دهد ظرفیت تولید ۶۰ درصد از بخش آسیب دیده صنعت پتروشیمی در این بازه بازیابی شود.
بلندمدت (۱۲ تا ۲۴ ماه): انتظار می رود بازسازی مجتمع ها و زیرساخت های آسیب دیده تکمیل شده و تولید در بخش عمده صنعت به سطوح نزدیک به ظرفیت اسمی بازگردد. اما تداوم ناپایداری در تامین خوراک و یوتیلیتی می تواند مانع بازگشت کامل تولید به ظرفیت اسمی شده و بخشی از ظرفیت تولید صنعت پتروشیمی را به صورت پایدار از دسترس خارج کند.
نکته کلیدی آن است که اگرچه حدود ۷۵ درصد ظرفیت صنعت در معرض اختلال قرار دارد، اما گستره واقعی مسئله در طول زمان تابع توان بازسازی شبکه ای است و فقط به تعمیر واحدهای آسیب دیده وابسته نخواهد بود. در واقع تجربه آسیب به مراکز یوتیلیتی نشان می دهد که بازسازی زیرساخت ها نباید فقط به بازگرداندن شرایط پیش از بحران محدود شود. هرچند یوتیلیتی متمرکز در خوشه های پتروشیمی به دلیل صرفه مقیاس، کاهش هزینه سرمایه گذاری، مدیریت یکپارچه و تامین پایدار سرویس های حیاتی دارای مزایای قابل توجهی است، اما تمرکز بیش از حد آن در نقاط مشخص، خوشه های پتروشیمی را به چند گلوگاه حیاتی وابسته می کند و در شرایط حساس، حادثه یا جنگ می تواند موجب توقف زنجیره ای تولید شود. بنابراین، توسعه یوتیلیتی های غیرمتمرکز اما به هم پیوسته، همراه با رعایت اصول پدافند غیرعامل، افزونگی ظرفیت، پراکندگی هوشمند و امکان پشتیبانی متقابل میان واحدها، می تواند در دستور کار دوره بازسازی قرار گیرد؛ به گونه ای که هر زیرخوشه یا مجموعه ای از مجتمع ها از حداقل ظرفیت پشتیبان برای تامین یوتیلیتی های حیاتی برخوردار باشد و در عین حال، از طریق شبکه های ارتباطی، خطوط تبادل، سامانه های کنترل و ظرفیت های رزرو متقابل، امکان پشتیبانی اضطراری میان واحدها نیز فراهم شود.

این رویکرد ضمن حفظ بخشی از مزایای مقیاس و هماهنگی خوشه ای، تاب آوری عملیاتی صنعت را افزایش داده و با رعایت الزامات پدافند غیرعامل، از جمله پراکندگی هوشمند، افزونگی ظرفیت، جداسازی نقاط حیاتی، حفاظت فیزیکی، تعریف مسیرهای جایگزین و مدیریت بحران، ریسک توقف زنجیره ای تولید در شرایط حساس را به طور معناداری کاهش می دهد.

اولویت بندی در بازسازی و حفظ زنجیره تامین
علاوه بر سرعت بازسازی، نحوه تخصیص منابع و اولویت بندی بازگشت واحدها به مدار نیز نقش تعیین کننده ای در کنترل آثار اقتصادی و صنعتی بحران خواهد داشت. در این راستا، بررسی تبعات حمله از منظر تامین نیاز صنایع پایین دستی، یکی از مهم ترین ابعاد این موضوع است.

هم اکنون در سمت تقاضا، فشار مضاعفی از سوی صنایع پایین دستی شکل گرفته و تمرکز ظرفیت تولید محصولات راهبردی مانند پلی اتیلن ترفتالات، پلی پروپیلن و پی وی سی در مناطق آسیب دیده موجب خواهد شد که اختلال در این زنجیره ها به سرعت به کمبود در صنایعی نظیر بسته بندی، خودروسازی، نساجی و ساختمان منجر شود؛ به ویژه آنکه پیش از افت تولید فعلی نیز در بازار بخشی از این محصولات، مازاد تقاضا وجود داشته است. در واقع مازاد تقاضا، به سبب توقف یا افت تولید ناشی از آسیب ها تشدید شده است و بررسی بازار محصولات پتروشیمی از ابتدای امسال نیز گواه این امر است. همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است، پس از حمله به مناطق ماهشهر و عسلویه که به ترتیب در تاریخ ۱۵ و ۱۷ فروردین ماه ۱۴۰۵ انجام شد، درصدهای بالایی برای رقابت خرید محصولات اولویت دار به ثبت رسید که لزوم مدیریت بازار و پاسخ گویی به نیاز صنایع پایین دستی به این محصولات را بیش از پیش پررنگ کرده است.

 

اهمیت این موضوع با توجه به نقش بیش از ۱۵ هزار بنگاه و صدها هزار شاغل در صنایع پایین دستی، ابعاد اقتصادی و اجتماعی بحران را برجسته تر می کند. بر این اساس، بازگشت واحدها به مدار، به ویژه در کوتاه مدت و میان مدت، باید بر مبنای اثر آن ها بر زنجیره ارزش و نیاز بازار داخلی انجام شود؛ بنابراین در تخصیص برق و سایر منابع محدود، احیای واحدهای تولیدکننده محصولات راهبردی مانند پلی اتیلن ترفتالات، پلی پروپیلن و پی وی سی باید در اولویت قرار گیرد و به طور هم زمان، پیاده سازی راهکارهایی مانند «اصلاح فرایند تخصیص سهمیه بهین یاب، واردات هدفمند و ایجاد ذخایر راهبردی» در کنار برنامه ریزی برای بازسازی واحدها ضروری است.

در مجموع باید گفت که ماهیت متمرکز و به هم پیوسته صنعت پتروشیمی ایران، سبب افزایش ظرفیت متاثر از آسیب شده است. بنابراین، پاسخ به این مسئله نیز باید فراتر از اقدامات موضعی بوده و بر احیای شبکه ای، مدیریت هوشمند گلوگاه ها و کاهش آسیب پذیری ساختاری متمرکز شود. در عین حال، شرایط فعلی، فرصتی کم سابقه برای انجام اصلاحات بنیادین در نظام تامین، توزیع و تاب آوری صنعت پتروشیمی فراهم کرده است؛ اصلاحاتی که در صورت اجرای صحیح، می تواند نه تنها مسیر عبور از بحران را هموار کند، بلکه بنیان های پایدارتری برای توسعه صنعت پتروشیمی کشور ایجاد نماید.

جمع بندی
حمله به مناطق پتروشیمی ماهشهر و عسلویه در جنگ رمضان، زنگ خطری برای صنعت پتروشیمی کشور به صدا درآورد. تحلیل ها نشان می دهد که این حملات صرفا به تخریب چند مجتمع محدود منجر نشده، بلکه به دلیل تمرکز بالای ظرفیت تولید، وابستگی گسترده به مراکز یوتیلیتی و پیوستگی زنجیره های خوراک و محصول، بخش عمده صنعت پتروشیمی کشور را تحت تاثیر قرار داده است. آسیب به مجتمع های تامین یوتیلیتی و اختلال در خوراک میعانات گازی، آثار دومینویی گسترده ای بر تولید، صادرات و صنایع پایین دستی ایجاد کرده و حدود ۷۵ درصد ظرفیت صنعت را در معرض اختلال قرار داده است. تحلیل سناریوهای زمانی نشان می دهد بازگشت به شرایط پایدار نیازمند فرایندی تدریجی و چندمرحله ای است و موفقیت آن تنها به تعمیر واحدهای آسیب دیده وابسته نیست، بلکه به بازسازی شبکه ای زیرساخت ها، مدیریت گلوگاه های تولید و اصلاح ساختارهای آسیب پذیر صنعت بستگی دارد. از این منظر، بحران ایجادشده علاوه بر تهدیدهای کوتاه مدت، فرصتی برای بازطراحی معماری تامین یوتیلیتی، افزایش تاب آوری و کاهش ریسک های ساختاری صنعت پتروشیمی ایران فراهم کرده است.

این مطالعه در اندیشکده اقتصاد مقاومتی توسط علیرضا علی اکبری در سال 1405 انجام شده است.

https://ipna.news/182521کپی شد!