نگاهی جامعهشناختی به وضعیت اشتغال زنان در صنعت پتروشیمی ایران

زهرا اسماعیلی، پژوهشگر حوزه زنان در یادداشتی برای ایپنا نوشت: صنعت پتروشیمی ایران یکی از اصلیترین صنایع استراتژیک کشور است که نهتنها نقش کلیدی در تولید ناخالص ملی ایفا میکند، بلکه بهعنوان یکی از موتورهای محرک توسعه صنعتی و صادرات غیرنفتی نیز شناخته میشود. با این حال، اشتغال زنان در این صنعت همچنان در حاشیه است — چه از نظر عددی، چه از نظر جایگاه شغلی، و چه از منظر بازنمایی و قدرت چانهزنی.
این مقاله میکوشد با نگاهی تاریخی، تحلیلی و جامعهشناختی، وضعیت اشتغال زنان در صنعت پتروشیمی را بررسی کرده و دلایل پنهان و آشکار حاشیهنشینی زنان در این ساختار صنعتی-مردانه را واکاوی کند.
تاریخچهای مختصر از صنعت پتروشیمی در ایران: نخستین فعالیتهای پتروشیمی در ایران به دهه ۱۳۴۰ بازمیگردد.
از دهه ۱۳۵۰، سرمایهگذاریهای گسترده در صنعت پتروشیمی آغاز شد (مناطق ویژه اقتصادی مانند ماهشهر و عسلویه) و پس از جنگ ایران و عراق، و بهویژه در دهه ۱۳۸۰ به بعد، با رشد صادرات و سیاستهای خصوصیسازی، این صنعت گسترش یافت.
اما در تمام این دههها، زنان بهطور تاریخی در حاشیهی این توسعه صنعتی باقی ماندند.
وضعیت آماری اشتغال زنان در صنعت پتروشیمی:
آمارهای رسمی دقیق و جنسیتپایه از اشتغال در این صنعت بسیار محدودند، اما بر اساس دادههای موجود زنان کمتر از ۱۰٪ نیروی کار مستقیم در صنعت پتروشیمی را تشکیل میدهند.
عمده شغلهای زنان در بخشهای پشتیبانی، اداری، مالی و آموزش است — نه در بخش فنی، مهندسی یا مدیریتی.
حضور زنان در سایتهای عملیاتی و مناطق صنعتی (مثل عسلویه و ماهشهر) بسیار محدود است.
در ردههای مدیریتی میانی و عالی، زنان حضور بسیار ناچیزی دارند یا بهکل غایباند.
دلایل ساختاری و جامعهشناختی حاشیهنشینی زنان در صنعت پتروشیمی:
فرهنگ صنعتی مردانهشده
صنعت پتروشیمی، از بدو تأسیس، فضایی مردانه و مبتنی بر هنجارهای شغلی مردانه بوده است.
فضاهایی چون پالایشگاه، سکوهای عملیاتی، شیفتهای شبانه و دوری از خانه، با تصورات فرهنگی از «شغل زنانه» ناسازگار دانسته شدهاند.
بسیاری از آییننامههای داخلی شرکتها اجازه حضور زنان در برخی فضاهای عملیاتی را نمیدهند. نبود زیرساختهای حمایتی (مانند خوابگاه مناسب، حملونقل امن، تسهیلات برای مادران) مانع بزرگی برای اشتغال زنان در مناطق صنعتی است.
تبعیض در استخدام و ارتقاء شغلی
استخدامهای فنی و تخصصی اغلب بهصورت غیررسمی و با اعمال نگاه جنسیتی انجام میشود.
حتی زنانی که وارد صنعت میشوند، برای ارتقاء با سقفهای شیشهای روبهرو هستند.
مناطق جغرافیایی و بافت سنتی
صنعت پتروشیمی بیشتر در مناطق جنوبی کشور فعال است (بوشهر و خوزستان) که در بسیاری از این مناطق فرهنگ محلی مانعی جدی برای اشتغال زنان در فضای عمومی است.
تجربههای زیستهی زنان در صنعت پتروشیمی:
زنانی که در این صنعت فعال هستند (بهویژه در بخشهای فنی یا مدیریتی)، اغلب با چالشهایی مواجهاند.
تنهایی جنسیتی: زن بودن در فضایی تماماً مردانه، همراه با حس انزوا یا حتی آزارهای پنهان
عدم پذیرش از سوی همکاران مرد.
شک و تردید در توانایی فنی زنان
اضطراب نقشهای چندگانه: مدیریت همزمان وظایف حرفهای، مادری، زناشویی و سفرهای کاری و نبود امنیت روانی و اجتماعی
ناامنی شغلی در شرکتهای خصوصی و پیمانکارمحور
رویکردهای فمینیستی و جامعهشناسانه به این پدیده: از منظر جامعهشناسی جنسیت، صنعت پتروشیمی نمونهای از آن چیزیست که Joan Acker آن را سازمان جنسیتزده مینامد:
«سازمانهایی که در ظاهر بیطرفاند، اما در ساختار، زبان، فرصتها و روابط قدرت، مردانه عمل میکنند.»
همچنین نظریههایی چون شکاف جنسیتی در بازار کار (Gender Segregation) و سقف شیشهای (Glass Ceiling) بهخوبی بر وضعیت زنان در صنعت پتروشیمی منطبقاند.
راهکارها و پیشنهادات:
اصلاح ساختارهای اداری و استخدامی با رویکرد عدالت جنسیتی
تدوین قوانین حمایتی برای اشتغال زنان در مناطق صنعتی (امنیت، حملونقل، خوابگاه و…)
گسترش آموزشهای فنی برای دختران با تمرکز بر صنایع استراتژیک
افزایش زنان در ردههای مدیریتی و هیأتمدیرههای شرکتها
ارائه مشوقهای مالیاتی و حمایتی برای شرکتهایی با سیاستهای برابری جنسیتی
نتیجهگیری
صنعت پتروشیمی، با تمام ظرفیتهای مالی و فنیاش، هنوز در نگاه جنسیتی عقبمانده است.
حاشیهنشینی زنان در این صنعت نهفقط مسئلهای فردی، بلکه نشانگر تعارضی بنیادین میان توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی است.
اگر توسعهای میخواهیم که پایدار، انسانی و متوازن باشد، باید زنان را از حاشیهی این صنعت به مرکز تصمیمگیری و عمل بازگردانیم — نه با شعار، بلکه با اصلاح ساختار.